در بسیاری از سازمانها، اختلاف نظر میان واحدها، تأخیر در انجام فعالیتها، تصمیمگیریهای متناقض و وابستگی بیش از حد به افراد، از مهمترین عواملی هستند که بهرهوری فرایندهای کسبوکار را کاهش میدهند. دلیل اصلی این مسئله معمولاً نبود قوانین تصمیمگیری شفاف و استاندارد در فرایندهای سازمانی است. هنگامی که معیارهای تصمیمگیری بهصورت مکتوب، یکپارچه و قابل کنترل تعریف نشده باشند، هر واحد یا هر فرد بر اساس برداشت خود عمل میکند و همین موضوع باعث ایجاد تأخیر، خطا، دوبارهکاری و تعارضات بین واحدی میشود.
استانداردسازی قوانین تصمیمگیری یکی از مهمترین اصول مدیریت فرایندهای کسبوکار (BPM) است که در منابع معتبری مانند BPM CBOK، APQC و استانداردهای BPMN مورد تأکید قرار گرفته است.
در این مقاله بررسی خواهیم کرد که قوانین تصمیمگیری چیست، چرا استانداردسازی آنها برای سازمانها اهمیت دارد، چگونه باعث کاهش وابستگی به افراد و افزایش چابکی سازمان میشود و چه نقشی در موفقیت پروژههای BPMS و اتوماسیون فرایندها ایفا میکند.
قوانین تصمیمگیری یا Business Rules مجموعهای از معیارها، سیاستها و ضوابطی هستند که مشخص میکنند در شرایط مختلف چه تصمیمی باید اتخاذ شود. این قوانین به سازمان کمک میکنند تا در مواجهه با شرایط مشابه، همواره تصمیمات یکسان و قابل پیشبینی اتخاذ کند.
برای مثال:
اگر این قوانین بهصورت شفاف تعریف نشوند، تصمیمات به افراد وابسته میشوند و احتمال بروز خطا و اختلاف افزایش پیدا میکند.
نبود استاندارد در تصمیمگیری معمولاً نشانههای مشخصی در سازمان ایجاد میکند:
در بسیاری از سازمانها، بخش قابل توجهی از تأخیرها نه به دلیل پیچیدگی فرایند، بلکه به دلیل ابهام در قوانین تصمیمگیری رخ میدهد.
یکی از اشتباهات رایج در طراحی فرایندها، ترکیب کردن فعالیتهای اجرایی با قوانین تصمیمگیری است.
فرایند مشخص میکند چه مراحلی باید انجام شود، اما قوانین کسبوکار مشخص میکنند; در هر مرحله چه تصمیمی باید گرفته شود.
به عنوان مثال، بررسی درخواست خرید یک فعالیت فرایندی است، اما تعیین اینکه درخواست نیاز به تأیید مدیرعامل دارد یا خیر، یک قانون تصمیمگیری محسوب میشود.
تفکیک این دو مفهوم باعث میشود تغییر قوانین سازمانی بدون نیاز به بازطراحی کامل فرایند انجام شود و نگهداری سیستم نیز سادهتر شود.
بیشتر بخوانید: مستندسازی فرایند چیست؟ بررسی کاربردها و مزایا
در بسیاری از سازمانها، تصمیمات مهم تنها توسط چند فرد کلیدی گرفته میشوند. این وابستگی علاوه بر ایجاد گلوگاه، ریسک عملیاتی سازمان را نیز افزایش میدهد.
با تعریف و مستندسازی قوانین کسبوکار:
به همین دلیل سازمانهای پیشرو تلاش میکنند تصمیمات را از سطح افراد به سطح قوانین سازمانی منتقل کنند.
بخش قابل توجهی از اختلافات بین واحدهای سازمانی ناشی از تفسیرهای متفاوت از قوانین و رویهها است.
زمانی که واحد فروش، مالی، منابع انسانی یا تدارکات هر کدام برداشت متفاوتی از یک قانون داشته باشند، تعارض اجتنابناپذیر خواهد بود.
استانداردسازی قوانین تصمیمگیری باعث میشود:
در نتیجه تعامل بین واحدها منظمتر و کارآمدتر خواهد شد.
استاندارد BPMN برای مدیریت بهتر قوانین تصمیمگیری، المانی با عنوان Business Rule Task ارائه کرده است.
این المان نشان میدهد که تصمیم موردنظر بر اساس مجموعهای از قوانین از پیش تعریفشده اتخاذ میشود و وابسته به قضاوت شخصی افراد نیست.
استفاده از Business Rule Task در مدلسازی فرایندها مزایای متعددی دارد:
امکان پیادهسازی منطقهای تصمیمگیری و قوانین کسبوکار از طریق قابلیتهای مختلف سیستم مدیریت فرایند نیز فراهم است. از جمله:
این رویکرد نهتنها اهداف اصلی Business Rule Task را پوشش میدهد، بلکه در بسیاری از سناریوهای واقعی سازمانی انعطافپذیری بیشتری برای مدیریت و توسعه قوانین کسبوکار در اختیار تحلیلگران و طراحان فرایند قرار میدهد.
با پیچیدهتر شدن فرایندهای سازمانی، مدیریت قوانین تصمیمگیری نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند.
استاندارد DMN یا Decision Model and Notation برای مدلسازی و مدیریت تصمیمات کسبوکار توسعه یافته است و در برخی از سامانههای BPMS مورد استفاده قرار میگیرد.
ترکیب BPMS و DMN به سازمانها کمک میکند:
همچنین به جای استفده از استاندارد DMN می توان قابلیت های آن را از طریق امکاناتی مانند اسکریپت ها و Gatewayها پیاده سازی کرد.
بیشتر بخوانید: مفاهیم BPMN، DMN و CMMN در نرم افزارهای مدیریت فرایند: کاربردها و مزایا
تقریباً تمامی سازمانها دارای تصمیماتی هستند که قابلیت استانداردسازی دارند:
هرچه این تصمیمات شفافتر و ساختاریافتهتر باشند، سرعت و کیفیت اجرای فرایندها نیز افزایش خواهد یافت.
سخن پایانی
استانداردسازی قوانین تصمیمگیری یکی از مهمترین عوامل موفقیت در مدیریت فرایندهای کسبوکار است. سازمانهایی که تصمیمات خود را بهصورت شفاف، مستند و قابل کنترل تعریف میکنند، نهتنها سرعت اجرای فرایندها را افزایش میدهند، بلکه تعارضات بین واحدی، خطاهای انسانی و وابستگی به افراد را نیز به حداقل میرسانند.
استفاده از رویکردهای استاندارد BPM، مستندسازی قوانین کسبوکار و بهرهگیری از نرمافزارهای BPMS، بستری فراهم میکند تا تصمیمات سازمانی بهصورت یکپارچه، شفاف و قابل اندازهگیری مدیریت شوند و سازمان بتواند با چابکی بیشتری به تغییرات محیط کسبوکار پاسخ دهد.